جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۳۹۸ شنبه ۱۶ آذر

 
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل ششم: آمال و آرزوی بیجا
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل پنجم: صفات رذیله
  • پیام تسلیت در پی درگذشت خواهر مکرّمۀ جناب حجة‌الاسلام والمسلمین آقای دکتر روحانی«دام‌عزّه» ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران - ۱۳۹۸/۹/4
  • پیام تسلیت در پی ارتحال فقیه پارسا حضرت آیةالله آقای حاج سید ابوالفضل میرمحمدی «قدّس‌سرّه‌» - 4/9/1398
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل چهارم: «تخیّل، توهّم، وسوسه» - جلسۀ دوم
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل چهارم: «تخیّل، توهّم، وسوسه» - جلسۀ اوّل
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل سوم: غفلت - جلسۀ دوم
  • پيام به مناسبت ارتحال عالم محقق علّامه سید جعفر مرتضی عاملی«قدّس‌سرّه» - 5/8/1398
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل سوم: غفلت - جلسۀ اول

  • -->





    در زمینه فقه / رساله توضیح المسائل- اعتقادات / اصل اول:توحيد
    فصل اوّل: اثبات وجود خدا

     

     در كتب كلامى و فلسفى، براى اثبات وجود خداوند متعال، براهين و دلايل فراوانى اقامه شده است كه در اينجا، سه برهان را كه فهم آن آسانتر است مى‏آوريم:

     الف) برهان فطرت

     كلمه »فطرت« در لغت به معناى »سرشت« است و فطرى بودن وجود خداوند به دو معنى است:

     يكى اينكه اثبات وجود او احتياج به استدلال و اكتساب ندارد و مانند همه بديهيّات، امرى ضرورى و بسيار روشن است. خداوند مى‏فرمايد:

     »اَفِى اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّمواتِ وَ الْاَرْض«.

    ]   - ابراهيم / 10. [

     »آيا در وجود خدا كه خالق آسمانها و زمين است ترديدى هست«؟

     يعنى از تصوّر خلقت جهان هستى، تصديق به وجود خالقى مدبّر، عالم و حكيم لازم مى‏آيد. به تعبير ديگر، هر گاه انسان، آفرينش جهان هستى را با اين همه عظمت ويژه، در ذهن و فكر خود تصوير و تصوّر كند، بلافاصله در ذات و فطرت خود به وجود آفريدگارى دانا و تدبير كننده و عظيم، تصديق و گواهى خواهد دارد.

     معناى ديگر فطرى بودنِ وجود خداوند اين است كه انسان، روحى خداجو دارد و در حقيقت خداجويى و خدايابى در عمق جان وى حاكم است و اگر حجابهاى غفلت و ماديّت از پيش چشم او برداشته شود خداوند را مى‏يابد همانگونه كه انسان تشنه، تشنگى را در مى‏يابد.

     مراد از فطرت در اينجا معناى دوّم است، زيرا وقتى دست انسان در بن بستهاى زندگى از همه اسباب ظاهرى كوتاه، و به تعبير ديگر غفلتها و حجابها زايل شد خداوند را با چشم فطرت مى‏بيند و نا خود آگاه نجات و حاجت خود را از او مى‏خواهد. در اين حالت، انسان خداى متعال را با علم حضورى مى‏يابد، مانند تشنه‏اى كه پس از نوشيدن آب، رفع عطش را با علم حضورى در مى‏يابد. رسالت همه پيامبران الهى نيز اين بوده است كه اين حالت توجّه و حضور را در انسان دائمى كنند تا انسان هميشه و در همه لحظات خداجو باشد. و خود را در محضر خداوند متعال ببيند.

     ب) برهان نظم

     اوّلاً شكى نيست كه نظمى دقيق بر عالم وجود حكم فرماست و هيچ عاقلى نيست كه در وجود نظم در موجودات مادّى - از اتم گرفته تا كهكشانها - ترديد كند.

     ثانياً وجود نظم و تدبير نيز بدون ناظم و مدبِّر ممكن نيست و هيچ عاقلى نظم را زاييده تصادف و اتّفاق نمى‏داند. بنابراين عقل از روى ضرورت حكم مى‏كند كه نظم و تدبير اين جهان، گواه روشنى بر وجود مدبّرى حكيم است. خداوند مى‏فرمايد:

    ]   - نقل كرده‏اند كه »نيوتن«، مدلى از منظومه شمسى ساخته و آن را به سقف كارگاه علمى خود آويخته بود و گاه براى رفع خستگى آن را به كار مى‏انداخت و از حركت خاصّ آن لذّت مى‏برد. نيوتن، دوستى داشت كه منكر خداوند بود و بارها درباره وجود خداوند با او مناظره كرده بود. روزى به ديدار نيوتن آمد. نيوتن دستگاه را به كار انداخت. دوستش شگفت‏زده پرسيد: چه كسى اين را ساخته است؟ نيوتن با خونسردى گفت: سازنده‏اى ندارد و خود بخود به وجود آمده است. دوستش گفت: چنين چيزى ممكن نيست. بعد از گفتگوى بسيار، نيوتن گفت: چگونه اين منظومه كوچك سازنده‏اى دارد ولى جهان گسترده هستى بدون خالق مدبّر است؟ [

     »سَنُرِيهِمْ اياتِنا فِى الْافاقِ وَ فى اَنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيََّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ«.

    ]   - فصّلت / 53. [

     ما آيات خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان هويدا مى‏كنيم تا آشكار شود كه وجود خداوند حقّ است«

     ج) برهان امكان

     ترديدى نيست كه وجود، عارض بر جهان هستى شده است و به عبارت ديگر وجود براى جهان ضرورت ندارد و به اصطلاح منطقى، عالَم »ممكن الوجود« است. پس بايد كسى اين وجود و هستى را به جهان، اعطاء كرده باشد. حال اين كس:

     1) يا خودِ اوست يعنى عالَم به خودش، وجود داده است كه در اين صورت، »دور« يعنى توقّف چيزى بر خودش لازم مى‏آيد. و در علم منطق اثبات شده است كه »دور« باطل و محال است.

     2) يا چيزى غير از عالَم، به عالَم هستى داده و خود آن هم، هستى را از عالَم گرفته است يعنى با تأثير در يكديگر، وجود و هستى را از همديگر اخذ كرده‏اند كه در اين صورت هم باز »دور« لازم مى‏آيد و در نتيجه به سوى باطل و محال مى‏رود.

     3) يا چيزى غير از عالَم است كه خودِ آن هم داراى علّت ديگرى است و آن علّت نيز علّت ديگرى دارد كه لازمه اين امر، وجودِ سلسله‏اى از علل غير متناهى (علّتهاى ناشدنى) و در نتيجه »تَسلسُل« است و در علم منطق اثبات شده است كه »تسلسل« نيز باطل است، زيرا معناى آن وجود معلولهاى بدون علّت است كه تصوّر آن با حكم به عدم آن همراه است و به عبارت ديگر بطلان آن بديهى است. 

     4) و يا اينكه، اعطاء كننده هستى به عالَم، »واجب الوجود« است كه هستىِ آن، از خودِ اوست و همه هستيها نيز از او سرچشمه مى‏گيرد. در لغت فارسى به اين موجود »خدا« و در لغت عربى به او »اللَّه« مى‏گويند. قرآن شريف اين برهان را در سخنى رسا و بسيار موجز چنين بيان فرموده است:

     »اَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَى‏ءٍ اَمْ هُمْ الْخالِقُون«

    ]   - طور / 35. [

     »آيا خود بخود آفريده شده‏اند يا خود خالق خويش هستند؟ (هر دو محال است پس خالق شما خداوند است)«.

     و نكته‏اى كه بايد به آن توجّه داشته باشيم اين است كه: چون در اين جهان هستى، حيات، قدرت، علم، شعور، اراده و مانند اينها حكم فرماست پس بايد واجب الوجود كه هستى بخش اين جهان است نيز داراى كلّيه اين فضايل باشد، زيرا:

     ذات نايافته از هستى بخش

    كِى تواند كه شود هستى بخش؟

     بنابراين، اينكه گفته شده كه منشأ اين جهان مادّه و انرژى است كه همو واجب الوجود است علاوه بر اينكه دليلى ندارد و قرآن شريف نيز آن را تخيّل و گمانى بيش نمى‏داند، دليل بر ردّ آن نيز وجود دارد و آن اينكه مادّه و انرژى و مانند اينها]   - وَ قالُوا ما هِىَ اِلاّ حَياتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا اِلّاَ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ اِنْ هُمْ اِلاّ يَظُنُّونَ »كافران گفتند: زندگى ما چيزى جز زندگى همين دنيا نيست كه مى‏ميريم و زنده مى‏شويم (گروهى مى‏روند و گروهى مى‏آيند) و جز طبيعت ما را هلاك نمى‏كند، اين سخن نه از روى علم است بلكه گمانى بيش نيست« (جاثيه / 24).  [

     كه علم، قدرت، شعور، حيات، اراده و .... ندارند چگونه مى‏توانند جهانى سراسر علم، قدرت، شعور، حيات، اراده و.... خلق كنند؟

     

     

    چاپ
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365
    Web:www.almazaheri.org     Email:info [at] almazaheri [dot] org