متن بیانات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مظاهری«مدّظلّه العالی»
با موضوع: احیای امر به معروف و نهی از منکر
در دیدار با جمعی از اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاههای آزاد اسلامی کشور
پنج شنبه- 12/10/1387
بسم الله الرحمن الرحیم
«قال رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهو قولی»
امام حسين«سلامالله عليه» در آن چند ماه قبل از شهادت و هنگامی که در مکه حضور داشتند، مکرراً فرمودهاند: هدف من از قیام امر به معروف و نهي از منکر است. از جمله جملات آن حضرت در مدت مزبور اين است که:
«وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي صلی الله علیه و آله أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام»(1)
قيام من براي اين نيست که بحراني در ممالک اسلامي ایجاد شود. قيام من براي اين است که به واسطۀ امر به معروف و نهي از منکر، سيرۀ پيغمبراکرم «صلی الله علیه و آله» و سيرۀ اميرالمؤمنين علي«سلامالله عليه» زنده شود و مردم به آن سيره عمل کنند.
اين فرمايش امام حسين«سلامالله عليه» دو پيام براي عالم اسلام دارد.
پيام اول اين است که ما هم مثل امام حسين«سلامالله عليه» بايد امر به معروف و نهي از منکر کنيم. امام حسين«سلامالله عليه» حاضر شدند به شهادت برسند براي امر به معروف و نهي از منکر. ما هم بايد به اندازۀ توان اين فريضه را زنده کنيم.
پيام ديگری که از اين جملۀ امام حسين«سلامالله عليه» استفاده ميشود اين است که اگر امر به معروف و نهي از منکر زنده شود، سيرۀ پيغمبراکرم و أميرالمؤمنين«صلوات الله علیهما» زنده خواهد شد. معنای جملۀ بعدي که ميفرمايد: «اسيرُ بسيرة جدي رسولالله» اين است که همه مخصوصاً شيعه بداند اگر امر به معروف و نهي از منکر در جامعه باشد حق حاکم می شود و باطل از بين ميرود. اگر از شما بپرسند هدف از شهادت امام حسين«سلامالله عليه» چيست؟ بايد بگوييد که خود امام حسين ميفرمايد: امر به معروف و نهي از منکر.
امر به معروف و نهي از منکر مراتب دارد. مرتبهايي که همه ميتوانند انجام دهند و تأثيرش هم بسيار بالاست، مبارزۀ منفي است. قرآن بر این مورد پا فشاري دارد. با گناهکار رفاقت نکردن، گناهکار را از جامعه طرد کردن، دختر از او نگرفتن، دختر به او ندادن و بالأخره مطرود جامعه بودن. اين يکي از راههايي است که اگر به آن عمل شود حتماً گناه از جامعه زدوده می شود. اگر عمل شود همۀ واجبات اسلام به جا آورده ميشود. قرآن در اين باره قضيهاي نقل ميکند. شما ميدانيد که قصّههاي قرآن صرف قصه و تاريخ نيست، بلکه براي عبرت و نتيجه گرفتن بیان شده است. قضیه از این قرار است که سه نفر در يکی از جنگ های صدر اسلام تخلّف از جنگ کردند. پيغمبراکرم«صليالله عليه و آله و سلم» رفتند جنگ و برگشتند. اين سه نفر پررويي کردند و آمدند استقبال مسلمانان. پيغمبراکرم«صليالله عليه و آله و سلم» دستور دادند کسي با اينها حرف نزند و همه با اينها قهر باشند. حتي در تاريخ ميخوانيم زن و فرزندان آن سه نفر با آنها قهر کردند و وضع عجيبي براي آنها پيدا شد. به گونه ای که مجبور شدند عذرخواهي کنند. نبیّ گرامی«صليالله عليه و آله و سلم» آنان را پذيرفتند بعد آيۀ شريفه نازل شد: «وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ »
خداوند متعال می فرماید: پيغمبر قضيۀ آن سه نفر را بگو که زمين برایشان تنگ شده بود به اندازهاي که زندگي برای آنان سخت شده بود. در اثر مبارزۀ منفي مسلمانان ديدند چارهاي نيست جز برگشت و عذرخواهي.
همين مرتبۀ امر به معروف و نهی از منکر، اگر در جامعه ما جامۀ عقل بپوشد، خيلي کار ميکند.
مرتبۀ دیگری که می توان برای امر به معروف و نهی از منکر قائل شد، گفتن با تلطف و مهربانی و موعظۀ دیگران است. گفتن با تلطف با مهرباني با استدلال. سورۀ لقمان يک آيه دارد که روش امر به وعروف و نهی از منکر را به ما یاد می دهد.
« وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ»(2)
لقمان پسرش را وصيت ميکرد، در حقیقت امر به معروف و نهي از منکر ميکرد، اما ميگفت: «يا بُنيََََّ»، اين جملۀ «يا بُنيََََّ»، يک جملۀ معترضه است. یعنی پسرکم، عزيزم و خطاب همراه با تلطّف و مهربانی است. بعد می فرماید: «لا تشرک بالله» و بدین صورت نهي از منکر ميکند. بعد با استدلال ميگوید: «انّ الشرک لظلم عظيم». قرآن کریم ميخواهد بفرمايد که ما بايد چنين باشیم. اين آيه بايد سر مشق جامعه باشد. یعنی دو نکتۀ مهم در امر به معروف ونهی از منکر باید مراعات گردد. يکي نوع خطاب که باید با عطوفت و گشاده روئی باشد و یکی هم موضوعی که لازم است بدان امر شود یا از آن نهی گردد، همراه با استدلال و اقامۀ دلیل باشد.
مطلب دیگری که مراعات آن لازم است، مخاطب شناسی است. آمر به معروف و ناهی از منکر باید در فراخور موقعیت و شرایط طرف مقابل، این فریضۀ مهم را انجام دهد. اگر مخاطب کودک است زبان کودکي، اگر جوان است زبان جواني، اگر با سواد است زبان با سوادي، اگر عامي است زبان عوامانه به کار گیرد. اگر کسی مراعات این شرایط را بنماید، قطعاً امر به معروف و نهی از منکر او تأثير دارد.
امر به معروف ونهی از منکر مراتب دیگری هم دارد ولی باید بدانیم بيش از اين وظيفۀ ما نيست. مراتب بعدی مربوط به حکومت اسلامی است. آن بخش از این وظیفۀ مهم و جامعه ساز که مربوط به عموم مردم است، همین مبارزۀ منفی و تذکر لسانی با تلطّف و مهربانی و همراه با استدلال است.
اگر اين قاعدۀ امر به معروف و نهي از منکر در اجتماع احیاء شود، نه فقط تهاجم فرهنگي، نه فساد اخلاقی، بلکه به طور کلی گناه از جامعه رخت بر ميبندد. به واجبات و حتي مستحبات اسلام به خوبي عمل ميشود. ولي متأسفانه این فریضۀ مهم و اساسی در جامعه متروک است. امر به معروف و نهي از منکر بايد وزارت خانه داشته باشد و اهمیت جدی به این موضوع داده شود. اگر وزارت خانه ای به این منظور وجود داشته باشد و به مردم آموزشهای لازم را در خصوص امر به معروف و نهي از منکر ارائه کند، حتماً فساد اخلاقي از بین خواهد رفت. اين فساد اخلاقي که الان در دانشگاهها رخنه کرده و متأسفانه در دانشگاههاي آزاد اسلامي نیز وجود دارد، در اثر فقدان امر به معروف و نهي از منکر است. اساتيد، دبيرها، معلّمها باید با زبان شاگردهای خود، آنان را امر به معروف و نهي از منکر کنند. در ضمن تدریس خود واجبات اسلام را آموزش دهند. در ضمن درس به صورت غير مستقيم به شاگردها بفهمانند که گناه موجب سياهي دل و موجب بدبختي ميشود. ولي معمولاً اجتماع ما و دانشگاه ها و مدارس ما این امر به معروف و نهی از منکر را ندارد. حتي مبارزه منفي هم ندارد.
اگر شما عزيزان بتوانيد در دانشگاه اين فریضه را احیاء کنيد، خيلي کار مهمی انجام داده اید. به عبارت ديگر جواب امام حسين«سلامالله عليه» را داده ايد. من از همۀ شما مخصوصاً از مسئولين دانشگاهها تقاضا دارم به اين کار اهميت بدهيد. اين جرقهاي که خورده است، جرقۀ الهي است. اين فکري که جلو آمده است، فکر قرآني است. به هر اندازه که ميتوانيد واجب است به آن اهميت بدهيد. از کم شروع کنيد ولی به کم قانع نشويد.
پيغمبراکرم «صليالله عليه و آله و سلم» در روایتی ميفرمايند که ثواب همۀ خوبيها يک طرف، يعني نماز و روزه و خمس و زکات و حج و من جمله جهاد در راه خدا، يک طرف و ثواب «امر به معروف و نهي از منکر» را اگر یک طرف دیگر قرار دهیم، ثواب آن خوبيها در مقابل ثواب «امر به معروف و نهي از منکر» ، يک قطره از دريا است.
ظاهراً چنین ثوابی در اسلام نداريم. مثلاً خدمت به خلق خدا خيلي ثواب دارد. انسان بتواند گرهاي از کار يک مسلمان بگشايد، بعضي اوقات ثواب بيست حج و بيست عمره دارد. اما همين ثواب در مقابل ثواب «امر به معروف و نهي از منکر» ناچیز است.
استاد بزرگوار ما حضرت امام«رضوانالله تعالي عليه» بعضي اوقات در مورد اين قضايا ميفرمودند که این ثواب ها استحقاقی نیست، تفضلی است، دانه ميريزند کبوتر بگيرند. اين ثوابها که برای بعضي از عبادات قائل شده اند، براي اين است که مردم را برای انجام آن عبادت و رسیدن به نتایج آن ترغيب کنند.
در روايات ميخوانيم وقتی جامعه ای گرفتار است، بلا روي بلا دارد، در مضيقه است، مضيقۀ فرهنگي و اقتصادي و اداري دارد، در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر است. یکی از دلایل اینکه جامعۀ امروز ما مبتلا به فساد اخلاقي و فساد اقتصادي و فساد اداري است، همین است.
اميرالمؤمنين«سلامالله عليه» در نهجالبلاغه ميفرمايند: در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر، بلا ميآيد و دعا هم مستجاب نميشود. حتي خوبان برای رفع بلاها دعا ميکنند، اما دعای آنان مستجاب نميشود. اگر براي ترک امر به معروف و نهي از منکر هيچ روايتی نداشتيم جز اين يک روايت اميرالمؤمنين«سلامالله عليه»، بس بود براي اينکه امر به معروف و نهي از منکر در جامعه احیاء شود.
اگر در خانواده آقا به خانم، خانم به آقا و هر دو به بچه ها و بچهها به پدر و مادر، تذکر دهند و بعد این تذکرات و اوامر و نواهی از خانه به مجالس خصوصي و از آن مجالس به مجالس عمومي منتقل شود، کم کم اجتماع را فرا می گیرد و گناه از جامعه رخت بر می بندد.
جامعه معمولاً نماز ميخواند، البته نه آن نمازي که اسلام ميخواهد. ولی به هر حال نماز می خواند. دلش براي کربلا پر ميزند، دلش براي رفتن به حج پر ميزند، اما همين جامعه امر به معروف و نهي از منکر ندارد. در حالي که ثواب همۀ آن خوبی ها در بربر امر به معروف و نهی از منکر قطره در برابر در یا است.
-والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته-
<!--[if !supportFootnotes]-->
<!--[endif]-->
1.بحارالأنوارجلد 44 صفحه 329